خدا خسته ام از این زمین
چرا
چرا
چرا ما را آفریدی
ما لیاقت عبادت تو را هم نداریم
خسته از مردمانی که صبح را شب و شب را صبح میکنند فقط به خاطر دنیا
فقط به خاطر پول...
چرا
خوش به حال آنان که جانان دادند و به سوی تو آمدند
خوشا به حال آنان که همیشه به خاطر تو نفس میکشند و به خاطر تو جان میدهند
اما
اما چرا بایدمردمان این زمین اینطور هستند
کجاست آن محبت ها
همکاری ها
عشق ها
لیلی ها و مجنون هایی که به خاطر تو از دلبر خود دل میکنند
کجاست آن مردان
زنان و کودکانی که به خاطر تو و برای تو زندگی میکنند
کجایند
کجایند علی ها و فاطمه ها
حسین و حسن و زینب ها
کجاست عباس که به خاطر کودکان تشنه دستان خود را از دست بدهد
خدایا میدانم هیچ گاه لیاقت نداشتم.ندارم و نخواهم داشت که بنده تو باشم
بنده دنیا شده ام
بنده کسانی که دنیا دارند
بنده ثروت
بنده شهوت
بنده شیطان
اما خدایا باور کن هر قدر هم بد باشم دل دارم
آفریده تو هستم
و از تو میخواهم
اینبار به جای بنده گان تو از تو میخواهم
اما نه.
نه
دیگر نمیخواهم
دیگر نمیخواهم
چون تو قبل از درخواست من آن را قبول کردی
قبل از اینکه بگویم
ممنونم
خدا واقعا مرهم تمام دلهای مجروح فقط تویی
آرام بخش تمام جانها فقط تویی
مرا ببخش
دیگه نمیتونم بنویسم............